العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

331

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

برسانند و تمام فرشتگان را از شك و شبهه‌ها معصوم نگاه داشت . پس نيست از ايشان كه از راه رضا و خوشنودى خدا منحرف گردد و آنان را كمك و يارى كرده وسيله طاعات را بر ايشان فراهم نمود و تواضع را كه مستلزم فروتنى و وقار و آرامى است شعار دلهايشان قرار داد و ابواب سپاسگزارى و بزرگوارى خود را كه سهل و آسانست بر ايشان گشود و علامتهاى آشكار بر نشانه‌هاى توحيد و يگانگى خود را براى آنها بر پا نمود ، بار گناهان بر دوش آنان سنگينى فرود نياورده ، پى در پى آمدن شبها و روزها در ايشان تغييرى نداده ايمانشان را هيچ گونه شك و ريبى متزلزل نساخته هيچ نوع گمانى بر يقين و باور محكم و استوارشان وارد نگشته ، آتش كينه و دشمنى ميانشان افروخته نشده ، حيرت و سرگردانى براى اينان نيست تا معرفت و شناسائى حق را كه در دلهايشان جا داده‌اند از آنان بربايد ، بزرگوارى حقتعالى در وسط سينه‌هايشان جايگزين شده وسوسه‌ها در ايشان طمع نكرده تا بر انديشه‌هايشان غالب شود . از فرشتگان گروهى هستند كه در ميان ابرهاى پر باران و در كوههاى بزرگ و بلند و در تاريكى كه راه در آن كم گردد قرار گرفته‌اند ، گروهى از آنان فرشتگانى هستند كه قدمهايشان دل زمين را سوراخ كرده‌اند به آخرين نقطه‌ى زمين رسيده‌اند و قدمهايشان همانند به بيرقهاى سفيدى باشد كه در ميان هوى و جاى خالى فرو رفته در زير قدمهايشان بادى است خوشبو كه آنها را در جايى كه رسيده و قرار گرفته‌اند نگاهداشته ، عبادت و بندگى خداوند ايشان را از هر كار باز داشته و حقايق ايمان بين ايشان و معرفت و شناسائى پروردگار وسيله گرديده است و يقين باورشان به او آنها را از توجه به ديگرى باز دارد ، از شدت شوق و دوستى به او تمام توجه ايشان بجانب اوست ، آنچه بخواهند از او مىطلبند و از ديگرى توقع ندارند ، حلاوت و شيرينى معرفت او را چشيده‌اند از جام سيراب‌كننده‌اى كه پر از محبت و دوستى اوست آشاميده‌اند ، بيم و ترس او در سويداى دلهايشان ريشه دوانده و جايگير شده ، از بسيارى طاعت